<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فلسفه</title>
<link>https://862210612.blogfa.com</link>
<description>این وبلاگ در مورد مسایل فلسفی میباشد</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 06 Dec 2013 11:07:46 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>یاوج و ماوج</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/34</link>
<description>یاوج و ماوج چیست؟ در قرآن مجید در دو سوره از یاجوج و ماجوج سخن به میان آمده ، یکى در 94سوره کهف و دیگر در سوره انبیاء آیه 96 . * « قَالُوا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِنَّ یأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَینَنَا وَبَینَهُمْ سَدًّا ( الکهف/94)(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا ممکن است ما هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟ !»</description>
<pubDate>Fri, 06 Dec 2013 11:07:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/33</link>
<description>برهان وجوب و امكان اين برهان، يكي از براهين معروف و متقن عقلي در باب اثبات وجود خداست، كه در آثار ابن سينا‌ به طور جدّي مطرح شده‌، لذا نام ديگر آن، «برهان سينوي» است. اين برهان از ابتكارات فارابي بوده و ابن سينا اين برهان را از فارابي اقتباس كرده است چنان‌چه، عبدالرحمن بدوي در؛ «موسوعة الفلسفه» تقرير فارابي از اين برهان را ذكر كرده است.(1) برهان وجوب و امكان بر چند مقدمه استوار است: الف- تعريف واجب الوجود و ممكن الوجود: هر موجودي كه نسبت آن با وجود در نظر</description>
<pubDate>Mon, 06 Jun 2011 06:01:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>شبهه منافات داشتن علم بیشین الهی و اختیار انسان</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/32</link>
<description>شبهه منافات داشتن علم پیشین خدا با اختیار انسان این شبهه را چنین میشود مطرح کرد: «علم خدا از نخست به کلیه حوادث و رخدادهائی که در جهان واقع میشود، تعلق گرفته است. به همین دلیل او از ازل می داند که فلان پدیده و فعل خاص در کدام روز و در چه شرائطی محقق و عملی خواهد بود. به عبارتی علم داشتن خدا به فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط پیدایش پدیده ها و نیز علم به وقوع حتمی آنها که علماء به آن قضاء و قدر علمی خدا می گویند، شامل انسان هم میشود.</description>
<pubDate>Wed, 25 May 2011 08:17:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>آیاسکون هم زمان دارد؟</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/31</link>
<description>سوالی که پس از تبیین مفهوم سکون به نظر می­رسد این است که آیا شیء ساکن دارای زمان هست یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا بر شیء ساکن نیز زمان می­گذرد یا نه؟ اگر شیئی به مدت چند دقیقه در یک جایی ساکن است، آیا این سکون به همان میزان امتداد داشته است؟ اگر جواب مثبت باشد، لازمه­اش این است که سکون نیز وجودی، ممتد و دارای حرکت باشد، زیرا زمان که یک امر غیر قار و ممتد و است، فقط می­تواند بر یک امر ممتد و غیر قار منطبق گردد.</description>
<pubDate>Tue, 24 May 2011 08:44:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>علل حقیقی و علل معد</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/30</link>
<description>يکي از تقسيماتي‌ که براي علت به معناي عام آن لحاظ شده، تقسيم آن به علت حقيقي و علت معده است. علت حقيقي چيزي است که معلول به آن حقيقتا وابسته است و همواره همراه معلول نيز مي‌باشد، ولي علت معده چيزي است که زمينه تحقق معلول را فراهم مي‌سازد، در چنين موردي اگر علت نيز از بين برود معلول سرجاي خويش استوار است. نقش اصلي علت معده اين است که در ماده آمادگي پذيرش فيض را از علت فاعلي ايجاد مي‌کند. به عنوان نمونه گذشت قطعات زمان ماده را براي پذيرش حوادثي‌ که قرار است</description>
<pubDate>Mon, 23 May 2011 08:46:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>فاعل حرکت</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/29</link>
<description>محرك در اصطلاح فلسفي عبارتست از عاملي كه باعث ايجاد حركت در يك شيء مي‌شود.در حركات عرضي، اين فاعل، حركت را به جعل تأليفي به متحرك مي‌دهد؛ يعني در اين حركات، فاعل حركت را به عنوان عرضي بر شيء متحرك عارض مي‌نماید ولي در حركات جوهري، فاعل حركت و محرك، حركت و متحرك را به جعل بسيط جعل مي‌كند؛ يعني در اين حركات، نفس جعل شيء متحرك و قابل حركت جوهري، مستلزم جعل و ايجاد تمام ذاتيات آن جوهر (از جمله حركت در جوهر) مي‌باشد نه اينكه جوهر جعل شود و سپس حركت بر آن عارض</description>
<pubDate>Sat, 21 May 2011 08:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>حرکت طولی وعرضی</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/28</link>
<description>حركت در مقابل سكون است و در نظر قدما تعاريف گوناگون دارد. مشهورترين تعريف آن عبارتست از نحوه وجودي که شي به واسطه آن از به تدريج از قوه به سوي فعل مي رود. و تدريجي بودن آن بدين معناست که اجزايي که براي وجود آن فرض مي شود در زمان واحد با هم جمع نمي­شوند بلکه در طول زمان به وجود مي­آيند. به عبارت ديگر مقصود از تدريجي بودن حرکت اين است که هر يک از حدود و اجزاي فرضي وجود آن، فعليت جزء فرضي پيشين و قوه جزء پسين مي­باشد.</description>
<pubDate>Wed, 18 May 2011 05:57:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title> تقسیم وجود فی نفسه به وجود لنفسه و لغیره</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/27</link>
<description>تقسيم وجود في‌نفسه به وجود لنفسه و لغيره همة ما رنگها وبوها و مزه‌ها وو حجمها اعداد و ... را مي‌شناسيم. حال سؤال ما اين است كه چه تفاوتي ميان رنگ قرمز يك گل و يا بوي خوش آن و خود آن گل وجود دارد. پاسخ آن است كه هرگز آن رنگ يا بو به طور مستقل و بدون آنكه به موجود ديگري مثل گل تكيه كنند, نمي‌توانند وجود داشته باشند. اين نوع از موجودات را عَرَض مي‌نامند و در مقابل آنها جوهر قرار دارد كه تكيه‌گاه اعراض محسوب مي‌شوند .</description>
<pubDate>Tue, 17 May 2011 07:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>امکان بالقیاس و بالغیر</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/26</link>
<description>امکان در اصطلاح مشهور، به معنی سلب ضرورت وجود و عدم می­باشد.امکان در یک تقسیم به امکان بالذات و امکان بالقیاس الی الغیر تقسیم می شود . امکان بالذات به این معنی است که ذات یک شیء ـ صرف نظر از هر چیز دیگر ـ نه وجود برایش ضروری است نه عدم .بنابراین در امکان بالذات، نفی ضرورت وجود و عدم، تنها با توجه به ذات شیء صورت می­گیرد و لذاست که بالذات نامیده می­شود. امکان بالغیر _ یعنی امکانی که در یک شیء ، از سوی شیء دیگری اعطاء شده باشد _ محال است و لذا امکان (بر خلاف</description>
<pubDate>Mon, 16 May 2011 06:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>سنخیت علت و معلول</title>
<link>https://862210612.blogfa.com/post/25</link>
<description>تردیدى نیست که هر معلولى از هر علتى بوجود نمىآید و حتى میان پدیدههاى متعاقب یا متقارن هم همیشه رابطه علیت برقرار نیست بلکه علیت رابطه خاصى است میان موجودات معینى و به دیگر سخن باید میان علت و معلول مناسبتخاصى وجود داشته باشد که از آن به سنخیت علت و معلول تعبیر مىشود این قاعده نیز از قضایاى ارتکازى و قریب به بداهت است که با سادهترین تجربههاى درونى و بیرونى ثابت مىگردد . اما سنخیت و مناسبتى که بین علت و معلول لازم است در مورد علتهاى هستى بخش و علتهاى مادى و</description>
<pubDate>Sun, 15 May 2011 06:18:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>862210612</dc:creator>
<guid>862210612.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
</channel>
</rss>
