حرکت طولی وعرضی
حركت در مقابل سكون است و در نظر قدما تعاريف گوناگون دارد. مشهورترين تعريف آن عبارتست از نحوه وجودي که شي به واسطه آن از به تدريج از قوه به سوي فعل مي رود. و تدريجي بودن آن بدين معناست که اجزايي که براي وجود آن فرض مي شود در زمان واحد با هم جمع نميشوند بلکه در طول زمان به وجود ميآيند. به عبارت ديگر مقصود از تدريجي بودن حرکت اين است که هر يک از حدود و اجزاي فرضي وجود آن، فعليت جزء فرضي پيشين و قوه جزء پسين ميباشد. تدريج يک امر بديهي است و با کمک حس شناخته مي شودو مقصود از تدريج واقع شدن در زمانهاى يكى پس از ديگرى است.
حرکت طولي و عرضي عبارتست از وقوع حرکت و تغيير تدريجي در ماهيت هاي نوعي. به اين صورت که اگر حرکت در ماهيت هاي نوعي، در يک سلسله از بالا به پايين که بر يکديگر مترتب بودند صورت پذيرفت حرکت طولي رخ داده است حرکتي که از نوع عالي آغاز شده و به نوع متوسط رسيده و سرانجام به نوع اخير پايان مييابد. ولي اگر اين حرکت در ميان ماهيتهاي نوعي زير مجموعه يک جنس قريب که در عرض يکديگرند نه درطول هم، روي دهد، حرکت عرضي اتفاق افتاده است.
در حرکت طولي و عرضي که حرکت از نوع عالي شروع شده و به نوع اخير ميرسد روند حرکت بدين صورت است: در هر حرکت ماده و صورتي و نيز قوه و فعلي بايد باشد، يک ماده اولي وجود دارد که توسط يک صورت نخستين که همان صورت جسمي است تحصل يافته و به فعليت رسيده است. انگاه مجموع اين ماده و صورت، يک حرکت ثاني را محقق ميکنند و ماده ثاني را براي صورت بعدي که صورت نباتي مي شوند و پس از الحاق اين صورت در گياه حرکت روي ميدهد. سپس مجموع ماده ثاني (دوم) و صورت نباتي، مادهااي براي صورت بعدي که مثلا صورت حيواني است قرار ميگيرند و همينطور اين سلسله ادامه مييابد تا به نوع اخير ميرسد.در اين حرکت ماده نيز در حال تغيير است و ماده هر صورت نوعي با ماده صورت نوعي پس از خود تفاوت دارد بدين صورت که موضوع صورت نخستين که قرار است با آن به فعليت برسد همان ماده اولي است و انگاه مجموع آن ماده و صورت، موضوع واقع ميشوند براي صورت دوم، اما به اين صورت که ماده با پذيرش صورت جديد، صورت قبلي را نيز نگاه ميدارد مانند انساني که لباسي را بر وري لباس ديگر ميپوشد.
اما در حرکت عرضي، يک ماده وجود دارد که صورتهاي گوناگون، يکي پس از ديگري بر آن وارد ميشوند بدين صورت که هر گاه يکي از آن صورتها در آن حلول کند آن ماده از پذيرش صورت ديگر ابا خواهد داشت. در اين قسم از حرکت، همان مادهاي که در آغاز حرکت موضوع حرکت بوده است تا پايان حرکت موضوع آن خواهد بود و همه صورتهاي جوهري وارد بر آن خواهند شد بدين صورت که اين ماده پس از قبول صورت اول، حرکتي را تشکيل ميدهد و در حرکت دوم، قبل از قبول صورت دوم، صورت پيشين را از دست خواهد داد که به اين عمل خَلع و لُبس ميگويند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 9:27 توسط بهار
|